برج دختر استانبول

برج دختر استانبول

برج دختر ( انگلیسی: Maiden's Tower، ترکی: Kız Kulesi ) که به آن برج لیندِر ( Leander's Tower ) نیز می گویند، خارج از ساحلِ محله ی سالاجاک ( Salacak ) – واقع در منطقه ی اسکودار - در ورودی جنوبی تنگه ی بسفر قرار گرفته است. هر عابری که با قایق از تنگه ی بسفر عبور کند، می تواند از چشم انداز این برج زیبا که یکی از نماد های رمانتیک استانبول است لذت ببرد. برج دختر روی جزیره ای بسیار کوچک قرار گرفته و در گذر زمان کاربرد های مختلفی از فانوس دریایی و برج دیده بانی گرفته تا مرکز کنترل ترافیک و زندان، داشته است. امروزه، پس از مرمت های انجام شده، این برج به بنایی چند طبقه تبدیل گشته است؛ این جاذبه ی گردشگری شامل تراسی برای لذت بردن از چشم انداز منطقه، مغازه ی کادو فروشی، موزه ی کوچک بسفر، چایخانه، قهوه خانه و رستوران می باشد.

تاریخچه ی برج دختر

برج دختر اولین بار در حدود قرن پنجم قبل از میلاد،  توسط ژنرال آتنی قدیمی، آلکیبادس، جهت کنترل و نظارت بر حرکت کشتی ها در تنگه ی بسفر ساخته شد. بعد ها در سال 1110 امپراتور بیزانسی، الکسیوس کومننوس برج را توسعه داد و دیواری سنگی دور آن ساخت. همچنین، جهت ایجاد ایست بازرسی و گمرک برای کشتی ها، زنجیری بین برج دختر و خشکی کشیده شد. در زمان فتح قسطنطنیه توسط عثمان ها، برج دختر شامل پادگانی بیزانسی تحت فرمان گابریل تریواسانو ( Gabriele Trevisano ) ونیزی می شد. پس از آن، در دوران سلطنت سلطان محمدِ فاتح، از برج دختر به عنوان برج دیده بانی استفاده می شد.

برج دختر در خلال زلزله ی سال 1509 و آتش سوزی سال 1721 آسیب زیادی دید. از آن پس برج به فانوس دریایی تبدیل شد و دیوار های اطرافش در سال های 1731 و 1734 مرمت شدند تا اینکه در سال 1763 برج دختر با استفاده از سنگ بر افراشته شد. از سال 1829 از برج دختر به عنوان مرکز قرنطینه استفاده می شد و در سال 1832 سلطان محمود دوم دستور بازسازی بنا را داد. با اینکه بنا در سال 1945 توسط مقامات بندرگاه تعمیر شده بود، جدیدترین مرمت در سال 1998، برای تصویر برداری فیلم جیمز باند، "دنیا کافی نیست"، صورت گرفت؛ در جریان این مرمت، پس از زلزله ی 17 آگوست 1999، محض احتیاط استحکاماتی از جنس استیل اطراف برج دختر قرار داده شدند.

افسانه های مربوط به برج دختر

افسانه های زیادی در مورد برج دختر وجود دارند که معروف ترین آن ها داستانی ترکی درباره ی طالع شوم یک دوشیزه است. طبق این افسانه، زمانی شاهزاده ی بیزانسی زیبارویی در این برج اقامت داشته است؛ طالع بینی پیش بینی کرده بود که این شاهزاده در روز تولد 18 سالگی اش با نیش زهرآگین یک مار سمی خواهد مرد. امپراتور که دخترش را بسیار دوست می داشت، برای جلوگیری از مرگ او دستور ساخت برجی به دور از خشکی در میان تنگه ی بسفر را داد تا او را تا تولد 18 سالگی اش از هر گونه ماری دور نگاه دارد. در روز تولد 18 سالگی دختر، امپراتور که از موفقیتش در جلوگیری از پیشگویی شادمان بود، برای او سبدی پر از میوه های گران قیمت هدیه آورد. با این وجود، زمانیکه شاهزاده به سوی سبد دست دراز کرد، افعی ای که در میان میوه ها پنهان شده بود او را گزید و دختر جوان، درست همان طور که طالع بین پیش بینی کرده بود، در آغوش پدرش جان باخت. نام برج از همین افسانه بر گرفته شده است.

اسم قدیمی "برج لیندر" ریشه در داستان دیگری درباره ی یک دوشیزه دارد: افسانه ی قدیمی یونانیِ لیندر و هیرو. هیرو راهبه ی وفادار آفرودیت بود که در برجی واقع در حاشیه ی هلسپونت ( داردانل کنونی ) اقامت داشت. لیندر، مرد جوانی که در سوی دیگر تنگه زندگی می کرد، دلباخته ی هیرو شده بود. با این وجود، از آنجاییکه هیرو یک راهبه بود، عاشق شدن برای او ممنوع بود. لیندر هر شب در امتداد هلسپونت شنا می کرد تا در کنار هیرو باشد و هیرو نیز در بالای برج فانوسی روشن می کرد تا راه را به او نشان بدهد. در طول تابستان، لیندر با هیرو همبستر شد و در یکی از شب های زمستان، موج های شدید لیندر را به داخل آب انداختند و باد هایی وزیدند تا فانوس هیرو خاموش شود؛ لیندر که راه خود را گم کرده بود در دریا غرق شد و هیرو که تاب دوری از او را نداشت خود را به داخل آب انداخت. این احتمال نیز وجود دارد که نام "برج دختر" از این افسانه برگرفته شده باشد. البته، داستان لیندر، به دلیل شباهت داردانل و تنگه ی بسفر، به اشتباه به برج دختر نسبت داده شده است.

امروزه فضای داخلی برج به کافه و رستورانی محبوبی تغیر پیدا کرده که چشم انداز بی نظیری از پایتخت ارائه می دهند. رستوران در طبقه ی اول و کافه بر فراز برج قرار دارند. قایق های خصوصی چندین بار در روز به مقصد برج حرکت می کنند. تصویر برج دختر بر پشت اسکناس های 10 لیره ای مربوط به سال های 1981-1966 نقش بسته است.

 
© 2018 , All Right Reserved